تبليغاتX
قاطی پاطی و درهم - بوی سایه
JavaScript CodesJavaScript Codes
 
قاطی پاطی و درهم

من در پی خویشم به تو بر می خورم اما...

HOMEPAGE E-MAIL BLOGSKIN

بوی سایه

سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386-9:40 -آتیش پاره

 

 اول قبل از خوندن این شعر که خودم نوشتم بگم ما رفتیم نمایشکاه تهران الان هم اومدیم خواستم خاطرات اونم بنویسم اما دیدم دیگه خیلی نمایشگاه تو نمایشگاه

میشه منصرف شدم خلاصه اینکه خیلی خوش گذشت جای همه ی کسانی که منو دوست دارن خالی

 

از آقای ناظمی و آقای فرشباف و خانم صبا هم تشکر میکنم (از طرف همه ی وبلاگ نویسان حاضر درنمایشگاه)درسته که یه سری  کم و کاستی هم بود ولی اونا توسرعت معلوم نمی شه انشا الله در سفرها و نمایشگاه های آتی جبران میکنن

در آخر از همه بچه ها و دست اندر کاران این مجموعه

  

تهیه کننده   

کارگردان

گریمور

تدوین

بازیگردان

نمایشنامه نویس

نیروی انتظامی

اهالی محترم محله نزدیک نمایشگاه

و خانواده رجبی

نهایت تشکر را داریم

 

بهار ۸۶

 

آقا کسی می دونه این خانواده رجبی کیه که تو هرسریالی ازشون تشکر میکنن؟  

 

                                               

 

بوی سایه میدهم

 

بوی مرگ می دهم

 

زندگی من یک مرگ طولانی است.

 

زمین ،ماه می چرخد

 

گردش ماه به دور خورشید گردش مرگ است.

 

و زندگی یک قدم زدن اتفاقی است

 

خدایا، من کجای این اتفاق ایستاده ام؟

 

"من همچو کاج پیر  بیدار ایستاده ام

 

به ابر سفیدی می اندیشم

 

که در رویاهایم او را بوسیده بودم"

 

دنیا کوچکتر از هیچ است

 

دنیا همچو خنده ی تو تهی است

 

و من سرشار از تهی

 

به تو باز خواهم گشت

 

 

 

 

لینک ثابت |


تمام حقوق این قالب متعلق به Blogskin میباشد.